از دادگاههای غیر علنی تا عدم باور جمعی
عذرا فراهانی- اگر قرار است مردم از برگزاری چنین دادگاههایی درس بگیرند و جوانان این سرزمین از سرنوشت این متهمان به خود آیند، بدانید غیر علنی کردن این دادگاهها و اطلاع رسانی ناقص و قطرهایی از سوی خبرگزاری وابسته به دستگاه قضا باعث عدم پذیرش احکام در باور جمعی و عمومی خواهد شد.
دنیای قلم - رئیس قوه قضائیه در 4 بهمن درست پس از گذشت چند روز از ناآرامی ها و اعتراضات در کشور درجمع قضات اصفهانی، اطلاعرسانی درست در قبال پروندههای عناصر اغتشاشگر و دستگیرشده را یک اصل اساسی دانست و گفت: به مقامات قضایی ذیربط دستور دادهام تا در چهارچوب قواعد و مقررات لازمالاجرا، دادگاههای محاکمه آن دسته از عناصر اصلی اغتشاشات و اقدامات تروریستی، که منع قانونی ندارد را به صورت علنی برگزار کنند و در راستای آگاهیبخشی به مردم و تنویر افکار عمومی، در چهارچوب قانون و مقررات، نسبت به نشر عمومی محتوای این دادگاهها با هماهنگی مرکز رسانه اقدام کنند.
امروز دومین جلسه رسیدگی به اتهامات برخی از متهمان حوادث دی ماه در دادگاه انقلاب برگزار شد. دادگاهی غیر علنی و با اطلاع رسانی قطرهایی. دادگاهی با اتهاماتی سنگین که حتما مجازات مرگ در پی خواهد داشت. دادگاهی غیر علنی که ظاهرا تنها که سایت خبری "میزان" متعلق به قوه قضائیه امکان حضور داشته که آنهم خبر را ناقص منتشر کرده است. خبر ناقص است و باور نکردنی برای مخاطب.
در این دادگاه اتهامات سنگینی چون؛ اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای رژیم صهیونیستی و آمریکا و گروههای متخاصم و عوامل وابسته به آنها که منتهی به رعب و وحشت و ناامن کردن جامعه، ورود به اماکن مقدس مذهبی به قصد تخریب و آتش زدن اموال دولتی و عمومی و خصوصی و اتهاماتی دیگر... مطرح شده و دادستان با استناد به مواد ۱۶ و ۱۸ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۶۱۰ از قانون تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده و ماده یک از قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی، درخواست صدور حکم بر محکومیت متهمان را دارد.
خبرگزاری میزان تنها در چند سطر از دادگاهی با اتهامات عریض و طویل در مورد متهمان چنین نوشته؛ اشکان مالکی یکی از متهمان با اشاره به حضور خود در اغتشاشات و محل آتش زدن مسجد گفت: شب ۱۹ دی، دو موتور هم داخل مسجد بود که آنها را آتش زدم.
متهم مالکی مدعی شده، در شب حادثه یک خانم به ما ماده آتشزا داد و گفت بروید و مسجد را آتش بزنید. بعد از گرفتن ماده آتشزا به مسجد آمدیم.
قاضی در رابطه با این موضوع از متهم پرسید: در بسته چه بود؟ آیا آن خانم را از قبل میشناختید؟
متهم در پاسخ مدعی شد: خیر او را نمیشناختیم. با مهرداد صحبت میکردیم و در حال بازگشت بودیم که خانمی ما را صدا زد و یک نایلون مشکی را به ما داد. کمی جلوتر نایلون را باز کردیم، در آن ماده آتشزا بود.
متهم گفت: من موتور داخل مسجد را آتش زدم.
سپس مهرداد محمدینیا در دفاعیات خود حضور در اغتشاشات و در محل مسجد را پذیرفت و با اعلام پشیمانی گفت: توبه میکنم و از کارم واقعاً شرمنده هستم.
آرمان معرفتی سومین متهم نیز در دفاع از خود مدعی شد: روز جمعه ساعت ۸ به همراه ۴ نفر دیگر بیرون آمدم تا سیگار بخرم و گوشی تلفنم همراهم بود. بالاتر از مسجد دو سطل زباله بود، آنها را جلوی مسجد آوردم و از این کارم پشیمان هستم.
قاضی از او پرسید: چرا مسجد را آتش زدید؟
متهم مدعی شد: من مسجد را آتش نزدم. من تنها دو سطل زباله را آوردم و اصلاً کار دیگری نکردم.
قاضی گفت: شما سابقه کیفری هم دارید؟
متهم گفت: قبلا حبس بهخاطر سرقت طلا از خانه مردم داشتم که محکومیتم تمام شد.
پس از پایان اظهارات متهمان، قاضی ختم جلسه را اعلام کرد و گفت: زمان جلسه بعدی متعاقباً اعلام میشود.
خبر منشره در خبرگزاری میزان را چند بار مرور کردم و از خود پرسیدم چرا باید خبر این چنینی در این محاکمه را باور کنم؟ چرا باید بپذیرم جوانی که از یک زن ناشناس در خیابان مواد آتش زا گرفته آنهم در میان آن شبهای شلوغ و هولناک، او برای رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم جاسوسی و همکاری کرده است.
اصلا چرا باید از یک زن ناشناس در خیابان در آن ناآرامی ها بستهای را تحویل بگیرد؟
اگر قرار است مردم از برگزاری چنین دادگاههایی درس بگیرند و جوانان این سرزمین از سرنوشت این متهمان به خود آیند، بدانید غیر علنی کردن این دادگاهها و اطلاع رسانی ناقص و قطرهایی از سوی خبرگزاری وابسته به دستگاه قضا باعث عدم پذیرش احکام در باور جمعی و عمومی خواهد شد و بیشتر و بدتر این که غیر واقعی بودن آنها در اذهان ثبت میشود.
اگر قرار است که مردم درباره اتهامات داوری کرده و از آن درس بگیرند، باید از مفاد جلسات دادگاه به طور علنی و آشکار آگاه شوند. قرار نیست تنها حرفهای منتشره از سوی یک خبرگزاری وابسته مورد پذیرش همگان و یا حتی خواص شود. ادامه این روند باعث میشوند که عموم مردم آرای صادره این محاکم را غیر واقعی دانسته و از پذیرش یا باور آن سر باز زنند چه رسد به این که از این دادگاهها درس بیاموزند.