وقتی قانون به رسایی می‌رسد

وقتی قانون به رسایی می‌رسد

عذرا فراهانی: حمید رسایی سال‌هاست پشت تریبون می‌ایستاد و برای دیگران نسخه قانون و اخلاق می‌پیچید؛ اما حالا ظاهراً نوبت خودش رسیده است.

دنیای قلم - دو خبر در فاصله‌ای کوتاه، تصویری متفاوت از این نماینده اصولگرا پیش روی افکار عمومی گذاشته است؛ یک سو غیبت‌هایی که بنا بر قانون، اگر به ۱۰۰ ساعت برسد، می‌تواند او را مستعفی بشناسد و سوی دیگر، پرونده‌ای قضایی که قوه قضائیه بر عمومی بودن جرم آن تأکید کرده است.
مسئله اما فقط رسایی نیست؛ مسئله همان چیزی است که سال‌هاست در رفتار برخی سیاستمداران دیده می‌شود: قانون تا وقتی برای دیگری است، مقدس است؛ وقتی به خودشان می‌رسد، ناگهان هزار اما و اگر پیدا می‌شود.
رسایی از آن دست چهره‌هایی است که زبانش در نقد دیگران همیشه آماده بوده؛ از تریبون مجلس گرفته تا فضای رسانه‌ای، با صراحت و تندی درباره این و آن سخن گفته است. حالا اما افکار عمومی منتظر است همین صراحت را در مواجهه با پرونده خودش هم ببیند.
اگر غیبت ۱۰۰ ساعته طبق قانون تبعاتی دارد، باید قانون اجرا شود؛ نه بیشتر و نه کمتر. اگر جرم دارای جنبه عمومی است، باز هم قانون باید مسیر خودش را برود. نه نماینده بودن باید سپر باشد و نه مخالف بودن با او مجوزی برای دور زدن قانون.
این ماجرا یک آزمون ساده دارد: آیا قانون برای همه یک اندازه است؟
اگر پاسخ مثبت است، دیگر فرقی نمی‌کند متهم پشت تریبون مجلس نشسته باشد یا پشت میز یک اداره. نماینده مجلس بودن، چک سفیدامضا نیست و تریبون پارلمان هم نباید به سکویی برای مصونیت سیاسی تبدیل شود.
رسایی اگر سال‌ها دیگران را به پاسخگویی دعوت کرده، امروز خودش باید پاسخگو باشد. اتفاقاً این همان لحظه‌ای است که شعار «همه در برابر قانون برابرند» باید از تریبون پایین بیاید و در عمل دیده شود.
حالا توپ در زمین قانون است؛ نه در زمین رسایی، نه در زمین منتقدانش.
اگر قانون قرار است قانون باشد، این بار باید نشان دهد برای رسیدن به یک نماینده مجلس هم راهش را بلد است.

 

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.