کد خبر : 351911 تاریخ : 1405 سه‌شنبه 31 شهريور - 13:55
بیرانوند؛ از ادعای دکترا تا پرونده سربازی در کمیسیون اعصاب و روان! عذرا فراهانی روزنامه نگار: ماجرای سربازی علیرضا بیرانوند دیگر فقط یک پرونده شخصی نیست؛ به پرسشی درباره عدالت و معنای «برابر بودن در برابر قانون» تبدیل شده است.

دنیای قلم - طبق گزارش‌های منتشرشده، بیرانوند که باید از ابتدای مهرماه خود را برای خدمت سربازی معرفی کند، برای بررسی وضعیت پزشکی‌اش درخواست تشکیل کمیسیون پزشکی داده است. یکی از موارد مطرح‌شده، ارجاع پرونده به کمیسیون اعصاب و روان به دلیل خالکوبی روی دست اوست؛ هرچند طبق مقررات، صرف داشتن تتو به‌تنهایی دلیل معافیت نیست و تشخیص پزشکی درباره وجود یا نبود اختلال احتمالی، تعیین‌کننده خواهد بود.

اما مسئله اصلی جای دیگری است؛ چرا هر بار نوبت به «سختی» می‌رسد، برخی چهره‌های مشهور تلاش می‌کنند راهی برای دور زدن آن پیدا کنند؟
میلیون‌ها جوان ایرانی در سال‌های مختلف زندگی‌شان مشمول قانون سربازی شده‌اند؛ جوانانی که از دانشگاه، کار، خانواده و برنامه‌های شخصی خود فاصله گرفته‌اند و ماه‌ها و سال‌ها بخشی از جوانی‌شان را در پادگان و خدمت گذرانده‌اند. بسیاری از آنها نه درآمدهای نجومی فوتبالیست‌ها را داشته‌اند، نه شهرتی که بتواند برایشان درهای متفاوتی باز کند. آنها فقط سرباز بوده‌اند؛ مثل میلیون‌ها نفر دیگر.

حالا پرسش افکار عمومی این است: آیا شهرت، ثروت و موقعیت اجتماعی باید کسی را از تجربه‌ای که برای دیگران اجباری است، مستثنی کند؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که نام بیرانوند پیش از این نیز با حاشیه‌ای درباره مدرک تحصیلی همراه شده بود. او در سال ۱۴۰۴ درباره تحصیل در مقطع دکتری فیزیولوژی در دانشگاه آزاد خرم‌آباد صحبت کرده بود، اما روابط عمومی دانشگاه اعلام کرد که او دانشجوی دکتری نیست و در آن واحد اصلاً مقطع دکتری فیزیولوژی وجود ندارد. بیرانوند بعدتر توضیح داد که دانشجوی کارشناسی ارشد است و تنها در آزمون دکتری شرکت کرده و مجاز به انتخاب رشته شده است.

این ماجراها شاید به‌تنهایی قابل مقایسه نباشند، اما کنار هم یک سؤال مهم را پیش روی جامعه می‌گذارند: چرا برای یک چهره مشهور، پذیرفتن محدودیت‌ها و قواعد عمومی تا این اندازه دشوار است؟

بیرانوند البته حق دارد از تمام ظرفیت‌های قانونی برای تعیین وضعیت نظام وظیفه خود استفاده کند. اگر واقعاً بیماری یا مشکلی پزشکی وجود داشته باشد، طبیعی است که باید در یک فرآیند تخصصی بررسی شود و هیچ‌کس نمی‌تواند پیشاپیش درباره نتیجه آن قضاوت کند.

اما همین‌جا یک مرز مهم وجود دارد: استفاده از قانون یک حق است؛ انتظار برخورد متفاوت از قانون، مسئله دیگری است.

اگر کمیسیون پزشکی تشخیص دهد که بیرانوند واجد شرایط معافیت است، تصمیم آن باید محترم باشد. اما اگر چنین تشخیصی وجود نداشته باشد، منطقی است که او نیز مانند میلیون‌ها جوان ایرانی، لباس سربازی بپوشد و این دوره را پشت سر بگذارد.

سؤال مردم شاید ساده باشد:

اگر سربازی برای جوان ایرانی یک تکلیف عمومی است، چرا باید برای ستاره فوتبال به یک معادله پیچیده برای پیدا کردن راه خروج تبدیل شود؟

شهرت، دروازه‌بانی در تیم ملی و درآمد بالا امتیازاتی هستند که جامعه و فوتبال به یک ورزشکار می‌دهند؛ اما قرار نیست هیچ‌کدام از اینها او را «از ما بهتران» کند.

جامعه بیش از آنکه دنبال امتیاز ویژه برای یک فوتبالیست باشد، دنبال یک چیز ساده است: اجرای یکسان قانون برای همه.