دنیای قلم - یازده نفر در یک عصر بر اثرانفجار تانکر حمل سوخت، در میان شعلههای آتش جان باختند، یازده انسانی که شاید صبح آن روز هیچکدام تصور نمیکردند چند ساعت بعد در ورودی شهر، قربانی حادثهای دیگر در جادههای سنندج شوند. طبق گفته مسئولان بررسیهای اولیه نشان میدهد نقص فنی در ترمز تانکر سوخت از عوامل وقوع حادثه بوده است. حالا در سنندج 2 روز عزای عمومی اعلام شده است اما...
حادثه تلخ سنندج، یادآور تصویری سیاه از تیرماه ۱۳۹۷ در نقطهای نه چندان دور از همان محل است؛ زمانی که تانکر حمل سوخت با اتوس مسافربری تصادف کرد و منفجر شد، زندگی ۱۵ نفر را به آتش کشید و چهار نفررا مصدوم کرد.
حادثه دیگری در شهر حسین آباد سنندج هم اتفاق افتاد. ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰. واژگونی یک دستگاه تانکر حامل سوخت مازوت و انفجار آن در، علاوه بر مرگ راننده، موجب فوت سه تن و مصدومیت ۱۴ تن دیگر شد.
سه حادثه مشابه، دهها کشته و زخمی و یک محدوده جغرافیایی مشخص.
ارتباط میان این سه حادثه انفجار تانکر سوخت، فراتر از یک شباهت آماری ساده است. تکرار چنین فاجعهای با همان سطح از تلفات در یک منطقه جغرافیایی مشخص، پرسشهای جدی را برمیانگیزد؛ وقتی یک سناریوی مرگبار (انفجار تانکر سوخت) با مشخصات مشابه تکرار میشود، دیگر با یک تصادف ساده روبرو نیستیم.
حادثه اخیر، تنها یک خبر تلخ نیست بلکه زنگ خطری است که باید صدای آن را شنید..
وقتی یک سناریوی مرگبار بارها تکرار میشود، دیگر نمیتوان همهچیز را به نقص فنی، خطای راننده یا بدشانسی نسبت داد. اینجا باید پرسید مشکل کجاست؟ تانکرها؟ استانداردهای حمل سوخت؟ نظارت بر سلامت خودروها؟ مسیرهای پرخطر؟ یا مجموعهای از سهلانگاریهایی که هر بار، بهای آن را مردم با جانشان میپردازند؟
بررسیهای اولیه، نقص فنی در ترمز تانکر را از عوامل حادثه اخیر اعلام کرده،اما سؤال مهمتر این است؛ تانکری که ۲۰ هزار لیتر سوخت حمل میکند، چگونه با نقص در یکی از حیاتیترین سامانههای ایمنی خود اجازه تردد پیدا کرده است؟
تلختر اینکه ما به «بعد از فاجعه» عادت کردهایم؛ عزای عمومی، پیام تسلیت، بازدید مسئولان، تشکیل جلسه و وعده برخورد. اما پرسش اصلی این است که پس از فاجعه سال ۹۷ یا 1400 چه شد؟ چه اقداماتی انجام شد که مانع تکرار این حوادث شود؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن است، چرا باز هم باید شاهد تکرار همان سناریوی مرگبار باشیم؟
وقتی حادثهایی سالها تکرار میشود، دیگر حادثه نیست؛ نتیجه هشداری است که شنیده نشده و مسئولیتی که جدی گرفته نشده است.